فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ شد غلامی به جوی، کآب آرَد
- شمارهٔ ۶۲ من هرگز آب چاه ندیدم چنین مداد
- شمارهٔ ۶۳ مر تو را چون دو کار پیش آید
- شمارهٔ ۶۴ دانی که بر نگین سلیمان چه نقش بود
- شمارهٔ ۶۵ ز دست ترشروی خوردن تبرزد
- شمارهٔ ۶۶ روزی به سرش نبشته بودند
- شمارهٔ ۶۷ از دست تهی کرم نیاید
- شمارهٔ ۶۸ کسی به حمد و ثنای برادران عزیز
- شمارهٔ ۶۹ گر جهان فتنه گیرد از چپ و راست
- شمارهٔ ۷۰ کاملانند در لباس حقیر
- شمارهٔ ۷۱ سخن گفته دگر باز نیاید به دهن
- شمارهٔ ۷۲ اگر صد دفتر شیرین بخوانی
- شمارهٔ ۷۳ خر به سعی آدمی نخواهد شد
- شمارهٔ ۷۴ تشنهٔ سوخته در چشمهٔ روشن چو رسید
- شمارهٔ ۷۵ هیچ دانی که آب دیدهٔ پیر
- شمارهٔ ۷۶ دوستان سخت پیمان را ز دشمن باک نیست
- شمارهٔ ۷۷ حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
- شمارهٔ ۷۸ یاد دارم زِ پیرِ دانشمند
- شمارهٔ ۷۹ بسا بساط خداوند ملک دولت را
- شمارهٔ ۸۰ وفا با هیچکس کردست گیتی
- شمارهٔ ۸۱ نه سام و نریمان و افراسیاب
- شمارهٔ ۸۲ هرکه مقصود و مُرادَش خور و خوابست از عُمْر
- شمارهٔ ۸۳ چو دولت خواهد آمد بندهای را
- شمارهٔ ۸۴ بسیار برفتند و به جایی نرسیدند
- شمارهٔ ۸۵ تا سگان را وجود پیدا نیست
- شمارهٔ ۸۶ اگر خونی نریزد شاه عالم
- شمارهٔ ۸۷ نکنی دفع ظالم از مظلوم
- شمارهٔ ۸۸ هر کجا دردمندی از سر شوق
- شمارهٔ ۸۹ حاکمِ ظالم، به سِنانِ قلم
- شمارهٔ ۹۰ زِ دُورِ چرخ، چه نالی؟ زِ فعلِ خویش بِنال
- شمارهٔ ۹۱ نفس ظالم، مثال زنبورست
- شمارهٔ ۹۲ آسیا سنگ ده هزار منی
- شمارهٔ ۹۳ بدین الحان داودی عجب نیست
- شمارهٔ ۹۴ چو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش
- شمارهٔ ۹۵ رسم و آیین پادشاهانست
- شمارهٔ ۹۶ نشان آخر عهد و زوال ملک ویست
- شمارهٔ ۹۷ آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد
- شمارهٔ ۹۸ دامنآلوده، اگر خود همه حکمت گوید
- شمارهٔ ۹۹ آدمیسان و نیک محضر باش
- شمارهٔ ۱۰۰ تا نگویی که عاملان حریص
- شمارهٔ ۱۰۱ رحمت صفت خدای باقیست
- شمارهٔ ۱۰۲ هیچ فرصت ورای آن مطلب
- شمارهٔ ۱۰۳ الحق امنای مال ایتام
- شمارهٔ ۱۰۴ ناکسان را فراستیست عظیم
- شمارهٔ ۱۰۵ امیر ما عسل از دست خلق مینخورد
- شمارهٔ ۱۰۶ چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت
- شمارهٔ ۱۰۷ خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد
- شمارهٔ ۱۰۸ متکلف به نغمه در قرآن
- شمارهٔ ۱۰۹ مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد
- شمارهٔ ۱۱۰ هزار سال به امید تو توانم بود
- شمارهٔ ۱۱۱ هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد
- شمارهٔ ۱۱۲ اگر ملازم خاک در کسی باشی
- شمارهٔ ۱۱۳ نگر تا نبینی ز ظلم شهی
- شمارهٔ ۱۱۴ روزِ قالیفِشاندَنَست امروز
- شمارهٔ ۱۱۵ گر خردمند از اوباش جفایی بیند
- شمارهٔ ۱۱۶ هر که بینی مراد و راحت خویش
- شمارهٔ ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
- شمارهٔ ۱۱۸ ناگهان بانگ در سرای افتد
- شمارهٔ ۱۱۹ یارب این نامهسِیَهکردهی بیفایدهعُمْر
- شمارهٔ ۱۲۰ حقیقتیست که دانا سرای عاریتی
متن اشعار به نقل از گنجور.