پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۱۳

نگر تا نبینی ز ظلم شهی

که از ظلم او سینه‌ها چاک بود

ازیرا که دیدیم کز بد بتر

بسی اندرین عالم خاک بود

چو شد روز آمد شب تیره رنگ

چو جمشید بگذشت ضحاک بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۵گر خردمند از اوباش جفایی بیند
  2. شمارهٔ ۱۱۶هر که بینی مراد و راحت خویش
  3. شمارهٔ ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان استبه سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
  4. شمارهٔ ۱۱۸ناگهان بانگ در سرای افتد
  5. شمارهٔ ۱۱۹یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر
  6. شمارهٔ ۱۲۰حقیقتیست که دانا سرای عاریتی
  7. شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوانسفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف
  8. شمارهٔ ۱۲۲نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.