پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۲۰

حقیقتیست که دانا سرای عاریتی

ز بهر هشتن و پرداختن نفرماید

من این مقام نه از بهر آن بنا کردم

که پنج روز بقا اعتماد را شاید

خلاف عهد زمان بی‌خلاف معلومست

که هیچ نوع نبخشد که باز نرباید

بلی به نیت آن تا چو رخت بربندم

به جای من دگری همچنین بیاساید

ازین قدر نگریزد که مرغ و ماهی را

به قدر خویش حقیر آشیانه‌ای باید

سرای دام همایست نیک‌بختان را

بود که در همه عمرت یکی به دام آید

بسا کسا که گرش در به روی بگشایی

سعادت ابدت در به روی بگشاید

حلال نیست که صورت کنند بر دیوار

که رد شرع بود زو خلل بیفزاید

همین نصیحت سعدی به آب زر بنویس

که خانه را کس ازین خوبتر نیاراید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۲نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
  2. شمارهٔ ۱۲۳روز گم گشتن فرزند مقادیر قضا
  3. شمارهٔ ۱۲۴صانع نقشبند بی مانند
  4. شمارهٔ ۱۲۵یکی نصیحت درویش‌وار خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۱۲۶ای غرّه به رحمت خداوند
  6. شمارهٔ ۱۲۷بندگان را ز حد به در منواز
  7. شمارهٔ ۱۲۸بود در خاطرم که یک چندی
  8. شمارهٔ ۱۲۹برای ختم سخن دست بر دعا داریم
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.