پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۲۸

بود در خاطرم که یک چندی

گرچه هستم به اصل و دانش خر

به خرد با فرشته هم پهلو

سخن نظم، نظم دانهٔ در

تا مگر گردد از ایادی تو

تنگم از مرده ریگ مردم پر

چون نبودیم در خور خدمت

گفت عفوت که السلامة مر

بندگی درت کنم چندی

بی‌ریا همچو ایبک و سنقر

ترک کردیم خدمت و خلعت

نه دیار عرب نه شیر شتر

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۰به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن
  2. شمارهٔ ۱۳۱بردند پیمبران و پاکان
  3. شمارهٔ ۱۳۲حدیث وقف به جایی رسید در شیراز
  4. شمارهٔ ۱۳۳چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور
  5. شمارهٔ ۱۳۴خداوند کشور خطا می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۳۵عنکبوت ضعیف نتواند
  7. شمارهٔ ۱۳۶فریاد پیرزن که برآید ز سوز دل
  8. شمارهٔ ۱۳۷نگین ختم رسالت پیمبر عربی
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.