پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۱۱۹

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

گَر به زندانِ عقوبت بَریـَم روزِ شُمار

جای آن است که محبوس بمانم، جاوید

هر درختی، ثمری دارد و؛ هرکس، هُنَری

منِ بی‌مایه‌ی بدبخت، تهی‌دست، چو بید

لیکن از مشرقِ الطافِ الهی نه عجب

که چو شب روز شود، بر همه تابَد خورشید

ما، کیانیم که در معرضِ یاران آییم؟

ماکیان را چه محل در نظرِ بازِ سپید؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوانسفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیف
  2. شمارهٔ ۱۲۲نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
  3. شمارهٔ ۱۲۳روز گم گشتن فرزند مقادیر قضا
  4. شمارهٔ ۱۲۴صانع نقشبند بی مانند
  5. شمارهٔ ۱۲۵یکی نصیحت درویش‌وار خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۱۲۶ای غرّه به رحمت خداوند
  7. شمارهٔ ۱۲۷بندگان را ز حد به در منواز
  8. شمارهٔ ۱۲۸بود در خاطرم که یک چندی
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.