پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری

نظیری نیشابوری

غزلیات

۵۶۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
  2. شمارهٔ ۱۸۲ دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ کسی که تشنهٔ وصل است با کوثر نمی‌سازد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرود
  5. شمارهٔ ۱۸۵ ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ صبحی بنال راه فلک برنبسته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۸۷ امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ پیران که دقع قبض طباشیر برده‌اند
  10. شمارهٔ ۱۹۰ این جا نه به هر سنگ سیه نور فروشند
  11. شمارهٔ ۱۹۱ با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ پایمالم فتنه‌ای را هر که در شور آورد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ به گوشم از پریدن‌های چشم آواز می‌آید
  15. شمارهٔ ۱۹۵ آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ افسانه شیرین مرا گوش نکردند
  19. شمارهٔ ۱۹۹ به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید
  20. شمارهٔ ۲۰۰ به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد
  21. شمارهٔ ۲۰۱ درین دیار عجب مطربان یک رنگند
  22. شمارهٔ ۲۰۲ پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
  25. شمارهٔ ۲۰۵ من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد
  26. شمارهٔ ۲۰۶ کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود
  27. شمارهٔ ۲۰۷ این کعبه را بنا نه به باطل نهاده‌اند
  28. شمارهٔ ۲۰۸ عشقست طلسمی که در و بام ندارد
  29. شمارهٔ ۲۰۹ این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده‌اند
  30. شمارهٔ ۲۱۰ نمی توان به گزند از من انتقام کشید
  31. شمارهٔ ۲۱۱ یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد
  32. شمارهٔ ۲۱۲ اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد
  33. شمارهٔ ۲۱۳ دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
  34. شمارهٔ ۲۱۴ دل نمی‌دانم کجا، زین آستانم می‌کشد
  35. شمارهٔ ۲۱۵ کسی به ملک حدوث از قدم نمی‌افتد
  36. شمارهٔ ۲۱۶ کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی‌گیرد
  37. شمارهٔ ۲۱۷ باده خاص محبت کی به نامحرم رسد
  38. شمارهٔ ۲۱۸ شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد
  39. شمارهٔ ۲۱۹ دل باهوش دم برون ندهد
  40. شمارهٔ ۲۲۰ حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد
  41. شمارهٔ ۲۲۱ سازم آن می نمک‌آلود که بی‌غم باشد
  42. شمارهٔ ۲۲۲ رشحه ای از حسن جانان ریختند
  43. شمارهٔ ۲۲۳ نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید
  44. شمارهٔ ۲۲۴ درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
  45. شمارهٔ ۲۲۵ خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
  47. شمارهٔ ۲۲۷ منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
  48. شمارهٔ ۲۲۸ دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
  49. شمارهٔ ۲۲۹ بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
  50. شمارهٔ ۲۳۰ دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
  51. شمارهٔ ۲۳۱ خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  52. شمارهٔ ۲۳۲ نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  53. شمارهٔ ۲۳۳ به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  54. شمارهٔ ۲۳۴ تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  55. شمارهٔ ۲۳۵ ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  56. شمارهٔ ۲۳۶ گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  57. شمارهٔ ۲۳۷ رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  58. شمارهٔ ۲۳۸ گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  59. شمارهٔ ۲۳۹ چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  60. شمارهٔ ۲۴۰ هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود

متن اشعار به نقل از گنجور.