پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد

دعا به درد سر آسمان نخواهم برد

مکن ملاحظه از کشتنم که روز جزا

ز رشک نام تو را بر زبان نخواهم برد

ز دل طپیدن آغاز عشق دانستم

کزین معامله غیر از زیان نخواهم برد

ز اضطراب دلم روز وصل معلومست

که از بلای شب هجر جان نخواهم برد

بس است چند کنی ای فراق بی رحمی

دگر به خویش تحمل گمان نخواهم برد

اگر ز دامن یوسف کنند بالینم

سری که وقف تو شد ز آستان نخواهم برد

به این ملال که من می روم بسوی چمن

چه جای غنچه که برگ خزان نخواهم برد

«نظیری » این چه بلندی و تیز پروازیست

ز شوق ره به سوی آشیان نخواهم برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  2. شمارهٔ ۲۳۲نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  3. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  4. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  5. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  6. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  7. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  8. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.