پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد

مشام تیز باید تا نصیب از پیرهن گیرد

شمیمی گرنه تر دارد دماغ پیر کنعان را

پسر گم کرده ای چون انس با بیت الحزن گیرد

ورق از کس چه می خواهی سبق از کس چه می گیری

ز دل جوهر چه می جویی که فیض از خویشتن گیرد

دمی نقاش از نیرنگی صورت نیاساید

فریب نقش شیرین دل ز دست کوهکن گیرد

نفس تلخ است تا طعم حقیقت نیست با مغزش

سخن شیرین شود وقتی که اورنگ سخن گیرد

ز خود گر بگذری شاهی کنی در ملک بی خویشی

عزیز مصر گردد هرکه در غربت وطن گیرد

درین دیر کهن چون امن گردد خاطر انسان را

که اول اهرمن بگرفت و آخر اهرمن گیرد

ز عریانی به این شادم که از تشویش آزادم

گریبانی ندارم تا کسی از دست من گیرد

چه راحت از وطن آن را که یارش در سفر باشد

کجا بی روی گل آرام بلبل در چمن گیرد

به عهد زندگانی چاک زد هرکس گریبانی

به وقت مرگ نتواند قرار اندر کفن گیرد

ز بس بوی کمال شرک می آید ز توحیدم

در ارشاد مغان تکبیر از من برهمن گیرد

سخن هر روز عالم گیرتر گردد «نظیری » را

که مردم بیش جا در سایه نخل کهن گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  2. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  3. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  4. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  5. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  6. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  7. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  8. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.