پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۷

رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد

صد جایگه مقام کند، تا به من رسد

من بر در از تجلی آن نور ساختم

پروانه چون به عرصه آن انجمن رسد

در راه تو شمال و صبا در ترددند

تا بو که را دهی که به بیت الحزن رسد

گر زیر گلبنی قفسم را نمی نهی

جایی بنه که ناله به گوش چمن رسد

گفتند: کم بقاست سمن عندلیب گفت

ای کاش عمر گل به حیات سمن رسد

جیبی که پاره شد به ملامت رفو نشد

دست جنون مباد به این پیرهن رسد

زاهد ز سر نکته صوفی چه آگه است؟

در شیوه های چشم صنم برهمن رسد

بازیچه تو معجز عیسی به باد داد

در نرگس تو کس به چه افسون و فن رسد؟

ای جان به سعی درد «نظیری » نمی رود

مرگی مگر به داد دل زیستن رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  2. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  3. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
  4. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
  5. شمارهٔ ۲۴۳ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
  6. شمارهٔ ۲۴۴نگاهت چشم جادو برنتابد
  7. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
  8. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.