پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

نگاهت چشم جادو برنتابد

فریب خال هندو برنتابد

چو گل از تابشی برمی فروزی

مزاجت گرمی خو برنتابد

تعالی الله از آن لطف بناگوش

که بر تابیدن رو برنتابد

چنان در دوستی توسن عنانی

که رخش طاقتت مو برنتابد

صبا ترسان وزد سویت که ترسد

دماغت عکس گیسو برنتابد

مزاج وحشیی داری که از دور

نگاه چشم آهو برنتابد

ز بس وحشی غزالانت رمانند

دل شوریده ام هو برنتابد

کلاه ناز نیک از سر نهادی

جبینت چین ابرو برنتابد

خدنگ چشم زود از زه فکندی

کمانت زور بازو برنتابد

چو عزم بدعتی خویت نماید

عنان زان سو به این سو برنتابد

به قهر و ناز تو گردن نهادیم

که سر از صولجان گو برنتابد

چو آید در بیان کلک «نظیری »

لآلی تار صد تو برنتابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
  2. شمارهٔ ۲۴۷تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
  3. شمارهٔ ۲۴۸ز گردش‌های چشمش مستی پیمانه می‌خیزد
  4. شمارهٔ ۲۴۹هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد
  5. شمارهٔ ۲۵۰چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می‌سازد
  6. شمارهٔ ۲۵۱درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
  7. شمارهٔ ۲۵۲به غمزه روز الستم همین معامله بود
  8. شمارهٔ ۲۵۳عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.