پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد

گدا هنگام مردن پادشاهی آرزو دارد

تو شمع بزم هرکس گشته ای صحبت غنیمت دان

که این پروانه هم با گوشه یی تاریک خو دارد

حرارت از برای گرمیم بسیار می باید

دل چون مومم از سختی جدل با سنگ و رو دارد

کدامم مجلس و سامان که می خوردن به یاد آرم

چراغ تیره یی دارم که مردن آرزو دارد

به بدمستی سزد گر متهم سازد مرا ساقی

هنوز از باده پارینه ام پیمانه بو دارد

سزد گر باغبان درهای باغ از ناز بگشاید

که بلبل گشت مست و غنچه اش گل در گلو دارد

کدامین بود؟ جام لطف و کی دادی «نظیری » را

هنوز آن بسته لب آب غریبی در گلو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد
  2. شمارهٔ ۲۵۰چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می‌سازد
  3. شمارهٔ ۲۵۱درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
  4. شمارهٔ ۲۵۲به غمزه روز الستم همین معامله بود
  5. شمارهٔ ۲۵۳عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد
  6. شمارهٔ ۲۵۴قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد
  7. شمارهٔ ۲۵۵عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
  8. شمارهٔ ۲۵۶شب فغان را به در خلوت او باری بود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.