پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۰

چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می‌سازد

چو قحط گل بود بلبل به آب و دانه می‌سازد

چو بر بام و در مردم نشیند جغد ناسازست

مبارک پی بود آن دم که با ویرانه می‌سازد

ز دشمن خیل در خیل از محبت گوشهٔ چشمی

فسون جاودان را معجزه افسانه می‌سازد

محبت جزو جزوم را ز هم بی‌تاب‌تر دارد

تجلی ذره ذره کوه را پروانه می‌سازد

پیام نوبهاری، تا نگوید ابر نوروزی

کلید باغ را کی شاخ گل دندانه می‌سازد

به چشم کم نباید دید قدر زیردستان را

فلک صدجا سبو گل می‌کند پیمانه می‌سازد

به جز زلف پریشان در خیالم نگذرد چیزی

پری را گوشهٔ ویرانه‌ام دیوانه می‌سازد

مبادا برگ و بارم کم اگر افشانده‌ام تلخی

که شکّرخنده آن را نقل صد کاشانه می‌سازد

«نظیری» لازم عشق و جنون جنگ‌ست و ناسازی

تو معذوری به مردم، مردم فرزانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۲به غمزه روز الستم همین معامله بود
  2. شمارهٔ ۲۵۳عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد
  3. شمارهٔ ۲۵۴قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد
  4. شمارهٔ ۲۵۵عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
  5. شمارهٔ ۲۵۶شب فغان را به در خلوت او باری بود
  6. شمارهٔ ۲۵۷نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد
  7. شمارهٔ ۲۵۸حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد
  8. شمارهٔ ۲۵۹پرده برداشته ام از غم پنهانی چند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.