پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۳

عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد

بنالم کاندر آن دل ناله مظلوم ره دارد

دل دیوانه ام را گنج در ویرانه افتادست

گدایی عشق بازی با جمال پادشه دارد

چو گوید کفر مجذوبی به استغفار حاجت نیست

کسی کز عشق گمره شد چه پروای گنه دارد

مرا گر هست کبری در دماغ از کبریای اوست

حباب از جوش دریا باد نخوت در کله دارد

تجلی جمالی هست در هرجا که ذوقی هست

بیابان شور اگر می آورد یوسف به چه دارد

فقیری را که شب ها تکیه گاه از خشت آن در شد

چنان خوابد که گویی تکیه بر خورشید و مه دارد

حکایت های عهد دوستی را کرده ام از بر

چو هندویی که بهر سوختن هیزم نگه دارد

همان بهتر که نگشایی سر راز دل ما را

که حرف هجر خونین نامه ما را سیه دارد

به خاک پای گلبن می نویسد شکوه از غربت

اگر بر شاخ طوبا بلبلی آرامگه دارد

شبیخون غم از پا درنمی آرد «نظیری » را

ز اشک و آه شب سلطان ما خیل و سپه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۵عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
  2. شمارهٔ ۲۵۶شب فغان را به در خلوت او باری بود
  3. شمارهٔ ۲۵۷نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد
  4. شمارهٔ ۲۵۸حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد
  5. شمارهٔ ۲۵۹پرده برداشته ام از غم پنهانی چند
  6. شمارهٔ ۲۶۰فلک مزدور ایمای تو باشد
  7. شمارهٔ ۲۶۱هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد
  8. شمارهٔ ۲۶۲گردش چشم بتان مستی من حالی کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.