پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

پرده برداشته ام از غم پنهانی چند

به زیان می رود امروز گریبانی چند

زان ضعیفان که وفا داشت درین شهر اسیر

قفسی چند بجا مانده و زندانی چند

سر و سامان سخن کردن این جمعم نیست

پهلوی من بنشانید پریشانی چند

بس خرابیم ز یکدیگرمان نشناسند

مانده ایم از ده غارت زده ویرانی چند

کشته از بس به هم افتاده کفن نتوان کرد

فکر خورشید قیامت کن و عریانی چند

هیچ دل را ستم حادثه مجروح نکرد

که نه لعل تو بر آن ریخت نمکدانی چند

هیچ کس را سرپایی نزد ایام که ما

پشت دستی نگزیدیم به دندانی چند

بهر عشرت طلبی لخت دل آریم برون

چیده ایم از گل این بادیه دامانی چند

چشم بر فیض «نظیری » همه خوبان دارند

کاسه در پیش گدا داشته سلطانی چند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد
  2. شمارهٔ ۲۶۲گردش چشم بتان مستی من حالی کرد
  3. شمارهٔ ۲۶۳به صدق هرکه سوی کعبه ناقه راهی کرد
  4. شمارهٔ ۲۶۴بر خوان ما نمک به ملاحت نشد لذیذ
  5. شمارهٔ ۲۶۵منشین به شاهد آب رخ پارسا مبر
  6. شمارهٔ ۲۶۶امروز کار و بار جهان را خراب گیر
  7. شمارهٔ ۲۶۷می است چاره غم هوشمند را چه خبر
  8. شمارهٔ ۲۶۸به بی‌رحمی دلی دارد دل صیاد از آن خوش‌تر
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.