پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

به غمزه روز الستم همین معامله بود

ابد رسید و نیاسودم این چه مشغله بود

نصیب من ز ازل درد بی دوا گردید

که بردباری هرکس به قدر حوصله بود

ببوی من سبب اجتماع دل ها گشت

جنون که باعث آشفتگی سلسله بود

به صفحه نقش خط و خال خویشتن نقاش

نکو کشید که آیینه در مقابله بود

دلم ز سر دهانش به قیل و قال افتاد

لطیفه یی ز لبش صد هزار مسئله بود

لبش به دادن کامم نمود جهد اما

به غمزه کرد حوالت که بد معامله بود

فریب قول بداندیش گرگ فاسد گشت

ربود یوسفی از ما که چشم قافله بود

به نکته گفت خجل می کنم «نظیری » را

ز قول خویش فراموش کرد این صله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد
  2. شمارهٔ ۲۵۵عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
  3. شمارهٔ ۲۵۶شب فغان را به در خلوت او باری بود
  4. شمارهٔ ۲۵۷نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد
  5. شمارهٔ ۲۵۸حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد
  6. شمارهٔ ۲۵۹پرده برداشته ام از غم پنهانی چند
  7. شمارهٔ ۲۶۰فلک مزدور ایمای تو باشد
  8. شمارهٔ ۲۶۱هر سر شاخ درین باغ هوایی دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.