پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد

فسون او پدر را از پسر بیگانه می‌سازد

صلاحم عشق شد کفرم یقین انکار ایمانم

محبت کعبه ویران می‌کند بتخانه می‌سازد

قلم در اختیار اوست من چون نقش موهومم

گَرَم فرزانه می‌دارد، گَرَم دیوانه می‌سازد

به ناخن ریشه جان می‌کنم از هم، خوشا دستی

که گاهی چنگ در زلف نگاری شانه می‌سازد

دل از رد و قبول مجلسم خون شد، خوشا رندی

که شب با کنج گلخن روز با ویرانه می‌سازد

چو گنجشک از پی بازی عزیزم در کف طفلی

ز زلفم دام می‌بافد ز خالم دانه می‌سازد

مکن از بزم چون بیگانگان بیرون «نظیری» را

اگر می نیست، بالای ته پیمانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
  2. شمارهٔ ۲۵۲به غمزه روز الستم همین معامله بود
  3. شمارهٔ ۲۵۳عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه دارد
  4. شمارهٔ ۲۵۴قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد
  5. شمارهٔ ۲۵۵عیشم خوش از آن شعله افروخته باشد
  6. شمارهٔ ۲۵۶شب فغان را به در خلوت او باری بود
  7. شمارهٔ ۲۵۷نه فوت صحبت این دوستان غمی دارد
  8. شمارهٔ ۲۵۸حسن چندی سر به دل شوخی و خودرایی دهد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.