پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود

چندان که جرعه ای به چشم آب رو نبود

می خواست بوسه رخت اقامت بگسترد

از فرش جبهه راه بر آن خاک کو نبود

دندان زد هزار نگاه گرسنه بود

لعل لبش که باده به آن رنگ و بو نبود

در باخت دل به عشق مقمر هر آن چه داشت

هرگز قمارخانه به این رفت و رو نبود

از بی قراری دلم ابرو ترش نمود

با آن که می فروش مغان تنگ خو نبود

ته جرعه یی نداد که اسرار دوستی

لایق به هرزه مست سر چارسو نبود

تا صبحدم صنم صنمم بود بر زبان

کانجام مجال عابد الله گو نبود

زان حسرتی که در دل من می فروش کرد

بزم میی نشد که لبم خشک ازو نبود

بس آرزو که داشت «نظیری » ولی چه سود

امروز گنج یافت که در آرزو نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
  2. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
  3. شمارهٔ ۲۴۷تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
  4. شمارهٔ ۲۴۸ز گردش‌های چشمش مستی پیمانه می‌خیزد
  5. شمارهٔ ۲۴۹هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد
  6. شمارهٔ ۲۵۰چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می‌سازد
  7. شمارهٔ ۲۵۱درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
  8. شمارهٔ ۲۵۲به غمزه روز الستم همین معامله بود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.