پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود

پیوند روح بود به تو انس و خو نبود

مهر تو ناگهان به سر آمد سبب نداشت

هجر تو اتفاق فتاد آرزو نبود

ناسازی نزاکت طالع سبو شکست

با آن که در دم آن قدر اندر سبو نبود

چشم و دِماغ مردم عاقل گرفته بود

یا خود گل جنون مرا رنگ و بو نبود

عقلم که امتیاز گهر ز استخوان نکرد

کام هما برید و دُرّش در گلو نبود

گر پل به راه نامه و قاصد نمی‌شکست

بسیار تیره آب محبت به جو نبود

معجر فرو گذاشت ز سر کآن گل عذار

لایق به روی مفلس ناشسته رو نبود

گفتم که عهد بستن و تنها گذاشتن

دانی بد است، اگرچه نگویم نکو نبود

حسن تو در ترازوی ابر و بلا فروخت

روزی به من که دست رس سنگ و رو نبود

گفت آن زمان که غمزه‌ام این ماجرا نوشت

هیچم به هستی تو سر گفت‌و‌گو نبود

ای طایری که نامه سوی دوست می‌بری

گر پرسدت که بود «نظیری‌»، بگو نبود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴نگاهت چشم جادو برنتابد
  2. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
  3. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
  4. شمارهٔ ۲۴۷تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
  5. شمارهٔ ۲۴۸ز گردش‌های چشمش مستی پیمانه می‌خیزد
  6. شمارهٔ ۲۴۹هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد
  7. شمارهٔ ۲۵۰چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می‌سازد
  8. شمارهٔ ۲۵۱درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.