پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

گهی که وقت علاج دماغ من باشد

نسیم در یمن و نافه در ختن باشد

مقیدم به بت خود چنان که می خواهم

نه بت پرست، نه بت گر، نه بت شکن باشد

ز طور عشق همه کار عقل دیگر شد

چو آصفی که سلیمانش اهرمن باشد

مشو به خویش مقید که مرغ زیرک را

خطرگهی است که مشغول خویشتن باشد

سفر گزین که نهال اول ار ملول شود

زمین غربتش آخر به از وطن باشد

چو ذره ام به هوای در تو بازاریست

که دورگردی من رشک انجمن باشد

ز بس که جامه ز شوق تو پاره پاره کنم

به هرچه دست زنم چاک پیرهن باشد

توان ز نامه من یافت اشتیاق مرا

عیار شوق به اندازه سخن باشد

ز ناله بس نکنم زان که کم رسد آسیب

بر آن درخت که مرغی صفیرزن باشد

چو شاخ گل همه مرغان سزد که گوش شوند

که بلبلی چو «نظیری » درین چمن باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  2. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  3. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  4. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
  5. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
  6. شمارهٔ ۲۴۳ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
  7. شمارهٔ ۲۴۴نگاهت چشم جادو برنتابد
  8. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.