پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰

هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود

یار از خیال غم‌زده بیرون نمی‌رود

عشق از جهان بریدن و از جان گذشتن است

کار وفا ز پیش به افسون نمی‌رود

مردان به جا به عزم و توکل رسیده‌اند

یک دل رمیده نیست که در خون نمی‌رود

از زخم عشق در بن هر سنگ کشته‌ای‌ست

از خون ما کجاست که جیحون نمی‌رود؟

لذت به خواب میرد و شادی به غافلی

در هر دلی که او به شبیخون نمی‌رود

در حرف تلخ نوش لبان صد دقیقه است

کوتاه‌بین ز لفظ به مضمون نمی‌رود

مرغان دشت را ز غم دل جراحتست

شب نیست کاین خروش به هامون نمی‌رود

از بس که رد شد از در مقصود حاجتم

آهم ز انفعال به گردون نمی‌رود

آن را که گوش دل شنود ناله‌ای بس است

عاشق به درس پیش فلاطون نمی‌رود

راه وفا ز تفرقه عشق بسته شد

دیری‌ست ناقه بر سر مجنون نمی‌رود

بوی نسیم فقر «نظیری» شنیده است

از ره به تاج و تخت فریدون نمی‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
  2. شمارهٔ ۲۴۳ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
  3. شمارهٔ ۲۴۴نگاهت چشم جادو برنتابد
  4. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
  5. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
  6. شمارهٔ ۲۴۷تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
  7. شمارهٔ ۲۴۸ز گردش‌های چشمش مستی پیمانه می‌خیزد
  8. شمارهٔ ۲۴۹هوای کوی او آواره‌ام از خانه می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.