پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد

گوش همه کس محو غزل خوانی من شد

تا جیب گشادم که از آن نام برآرم

دیدم که صبا قاصد صد بیت حزن شد

هر دخل که می خواست کند دشمن حاسد

آمد به زبانش ز دل و مهر دهن شد

از ظلمت شب مرغ خروشان نشد امشب

هرچند که در بند پر و بال زدن شد

پر زورتر از باده تلخ است محبت

عشقی که برو سال گذر کرد کهن شد

الفت ده هجران و وصالست صبوری

مخموری من توبه ده توبه شکن شد

تا می شنوم حسن و وفا هر دو غریبند

عاشق نشنیدم که ز غربت به وطن شد

تا همسفر اشک خودم کار خراب است

هرجا که شدم در پی ویرانی من شد

هر زخم که برداشت ز ایام «نظیری »

نی چاک گریبان شد و نی جیب کفن شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  2. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
  3. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
  4. شمارهٔ ۲۴۳ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
  5. شمارهٔ ۲۴۴نگاهت چشم جادو برنتابد
  6. شمارهٔ ۲۴۵زان خم که زاهدان به قدم آب جو کنند
  7. شمارهٔ ۲۴۶آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنند
  8. شمارهٔ ۲۴۷تو می رانی و خاطر با تو ذوق گفتگو دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.