پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد

دو دل چو شیر شکر بود سنگ و آهن شد

چو خانه سر کشتست عهد را بنیاد

ز هر طرف که نسیمی وزید روزن شد

مرنج اگر نشدم مضطرب ز آمدنت

چراغ دیده نمی داشت دیر روشن شد

در اشتیاق تو چندان صنم صنم گفتم

که شرمسار ز خود زاهد و برهمن شد

سر از عنان تو گفتم برون توانم برد

کمند پا و سرم طرف جیب و دامن شد

کشید بر در و دیوار بوستان خطی

که گل ملول ازین بلبلان گلشن شد

مساز خنده دگر رنجه پا که جای تو نیست

لب ملول «نظیری » که وقف شیون شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  2. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  3. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  4. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  5. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  6. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  7. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
  8. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.