پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد

کرشمه اش گره از ناز بر جبین گردد

کند به دیده شکرریز اشک تلخم را

به خنده‌ای که ازو زهر انگبین گردد

ازو به قیمت آسایش ابد بخرم

جراحتی که دلم یک نفس غمین گردد

چو باد از سر عالم به جهد برخیزم

اگر دمی به من از مهر همنشین گردد

نه قبله دانم و نی کعبه، کافر عشقم

چو سجده پیش بت آرم قبول دین گردد

گهی که جامه تقوی درند گوییدم

که دست کیست؟ که پنهان در آستین گردد

سخن طرازی و دانش هنر «نظیری » نیست

قبول دوست مگر ناله حزین گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  2. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  3. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  4. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  5. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
  6. شمارهٔ ۲۴۱دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
  7. شمارهٔ ۲۴۲دل کز تو شد بریده کم از سنگ و رو نبود
  8. شمارهٔ ۲۴۳ساقی قدح نداد و سفال سبو نبود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.