پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد

سر دست نگارینم نگار از گردن آویزد

چنان در دست آویزم به دل گرمی و دمسازی

که در هنگام جان بازی به دشمن دشمن آویزد

نسازد بوی یوسف دیده یعقوب را روشن

اگر عشق زلیخایش نه در پیراهن آویزد

مقیم کوی تو بی روی تو با بلبلی ماند

که صیادش به ماه دی قفس در گلشن آویزد

گرفتم در پر پروانه سوزم درنمی گیرد

حذر کن زان که ناگه آتشم در روغن آویزد

دلی دارم به دست طعن ناصح چون کهن دلقی

که در هر بخیه لختی خرقه اش از سوزن آویزد

چراغ ما چه زیب و فر دهد محفل سرایی را

که قندیل مه و مهرش فلک از روزن آویزد

ببینی گر جلایی از مه و پروین مشو ایمن

به شکل خوشه گه صیاد دام از خرمن آویزد

پی درد «نظیری » این همه گفت و شنو دارم

گلی می‌چینم از گلشن که خاری در من آویزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  2. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  3. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  4. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  5. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
  6. شمارهٔ ۲۳۸گلزار به شهر آمد و بازار چمن شد
  7. شمارهٔ ۲۳۹چون ابر بهاری به سرم سایه فکن شد
  8. شمارهٔ ۲۴۰هرگز به سیر گل دل محزون نمی‌رود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.