پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد

شهادت خانه ام را پرتو ایمان فرو گیرد

دل پرحسرتی دارم که هر سو چشم بگشایم

سرشک حسرتم از دیده تا دامان فرو گیرد

ز بس ساید به هم در کیش طاقت ناوک آهم

خراش سینه ام را سونش پیکان فرو گیرد

ز خرسندی مدان گر بی تو بر بستر نهم پهلو

سرم را اضطراب از زانوی حرمان فرو گیرد

در آن ساعت که آهم گرد راه از چهره افشاند

جراحت های اهل درد را درمان فرو گیرد

به حسرت می سپارم جان، ببند از گریه چشمم را

که گر اشکی بیفتد دهر را طوفان فرو گیرد

اگر آید بجز یاد تو در خاطر «نظیری » را

ز دل تا بگذراند صد رهش نسیان فرو گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
  2. شمارهٔ ۲۳۱خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  3. شمارهٔ ۲۳۲نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  4. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  5. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  6. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  7. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
  8. شمارهٔ ۲۳۷رشکی به من گهی ز ادای سخن رسد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.