پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود

نه ذوق دانه دارم نی امید آشیان خود

دل از امید وصل و بیم هجران کرده ام فارغ

نشسته گوشه‌ای وارسته از سود و زیان خود

ز قوت خویش یابم طعم زهر و شکرها گویم

کزین نعمت تنم پرورده مغز استخوان خود

به باغ روزگار آن خودستا مرغ کهن سالم

که خود می سنجم و خود می سرایم داستان خود

به نزد محرم و بیگانه عیب خویش می گویم

به دشمن می دهم از سادگی تیر و کمان خود

درصد شکوه بر لب می گشاید یاد نومیدی

کسی تا کی زند قفل خموشی بر دهان خود

«نظیری » صبر کن کاین بند از دل بگسلد روزی

هنوز امیدوارم می‌کنم ضبط زبان خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
  2. شمارهٔ ۲۳۰دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
  3. شمارهٔ ۲۳۱خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  4. شمارهٔ ۲۳۲نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  5. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  6. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  7. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
  8. شمارهٔ ۲۳۶گهی که وقت علاج دماغ من باشد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.