پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد

کتاب حسن را جزو محبت از میان گم شد

ز جوش بوالهوس گرد دلت عاشق نمی گردد

طفیلی جمع شد چندان که جای میهمان گم شد

سحر بیتی مغنی می سرود از تو به یاد آمد

چنان شوری برآوردم که وقت دوستان گم شد

به نالش خواستم جا در دلت، افتادم از چشمت

گدا آمد که صدر قرب یابد، آستان گم شد

پس از عمری شدم عرضی کنم، چندان به پیش آمد

که مضمون سخن صدبار از دل تا زبان گم شد

متاعی دیر اگر داریم بر ما رد مکن زاهد

به عزم کعبه می رفتیم راه کاروان گم شد

هوش تا تافت رو از من مزاج کارها برگشت

طرب تابست در بر من کلید آسمان گم شد

هوس را در فراق مرحمت خواب گران بگرفت

طرب را در سراغ عافیت نام و نشان گم شد

اگر پرسد کسی حال «نظیری » را بگوییدش

که در دامست آن مرغی که شب از آشیان گم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
  2. شمارهٔ ۲۲۹بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
  3. شمارهٔ ۲۳۰دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
  4. شمارهٔ ۲۳۱خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  5. شمارهٔ ۲۳۲نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  6. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
  7. شمارهٔ ۲۳۴تبسمش به لب از شرم خشم و کین گردد
  8. شمارهٔ ۲۳۵ناوک غم جان شکافد سینه گر جوشن شود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.