پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

پیران که دقع قبض طباشیر برده‌اند

آب رخ جوان به دم پیر برده‌اند

چون من هر آن کسان که نفس کرده‌اند سرد

نور سحر به نالهٔ شبگیر برده‌اند

سرگشته‌اند اگرچه به تحصیل تجربه

پی تا فراز طارم تدبیر برده‌اند

از سالخوردگان نبود خوش فضول از آنک

صحبت به ضیف خانه تقدیر برده‌اند

پیران ز روز تیره سیه‌کار می‌شوند

با آن که مو سفید سر از شیر برده‌اند

بی‌باکی و غرور جوانی نماند حیف

پیران همه خجالت و تقصیر برده‌اند

شادی به شیب کز می و افیون بود چه حظ؟

این قوم ره به عیش به تزویر برده‌اند

گر کج شود به ما دل نازک به آن سزد

بار گران به قامت چون تیر برده‌اند

با موی همچو سبحه کافور نگروند

آنان که دل به زلف چو زنجیر برده‌اند

یوسف فریب گرگ ممثل کجا خورد؟

روبَهْ به صید کردن نخجیر برده‌اند

وحشی چو تو، شکار «نظیری» کجا شود

شهباز را به دام مگس گیر برده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد
  2. شمارهٔ ۱۹۲روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشد
  3. شمارهٔ ۱۹۳پایمالم فتنه‌ای را هر که در شور آورد
  4. شمارهٔ ۱۹۴به گوشم از پریدن‌های چشم آواز می‌آید
  5. شمارهٔ ۱۹۵آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
  6. شمارهٔ ۱۹۶آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
  7. شمارهٔ ۱۹۷یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد
  8. شمارهٔ ۱۹۸افسانه شیرین مرا گوش نکردند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.