پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد

وان کافر بیگانه به من خویش برآمد

نیش سیهم گرچه نمود آن صف مژگان

نوشین نگهی از عقب نیش برآمد

چشمش ز کمان خانه ابرو به من انداخت

هر تیر که چالاکتر از کیش برآمد

اقبال دو گیتی به کلاه نمدی بود

دیهیم شه از خانه درویش برآمد

کامی که به شمشیر و سنان دیر برآید

از دیده خونین و دل ریش برآمد

بر خلق نگردید گران هر که درین بزم

پس از همه رفت و ز همه پیش برآمد

دیدیم ز سر تا قدمش حسن و شمایل

لیک از همه خوبیش وفا بیش برآمد

دادیم به جان منصب هم رازی جانان

دل نیز دوروی و غرض اندیش برآمد

سامان نشد از سعی خرد کار «نظیری »

دیوانه شد و از خود و از خویش برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸افسانه شیرین مرا گوش نکردند
  2. شمارهٔ ۱۹۹به دل ز شوق تو چون ناله در سماع آید
  3. شمارهٔ ۲۰۰به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد
  4. شمارهٔ ۲۰۱درین دیار عجب مطربان یک رنگند
  5. شمارهٔ ۲۰۲پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد
  6. شمارهٔ ۲۰۳بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
  7. شمارهٔ ۲۰۴گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
  8. شمارهٔ ۲۰۵من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.