پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

به هجر و وصل دلم الفت و نزاع ندارد

نشاط آمدن و کلفت وداع ندارد

به شهر ما نفروشند جز رضا و محبت

کسی دکان نگشاید که این متاع ندارد

بر آن فراز که من می کنم عروج مقامی است

که هیچ پایه بر آن پایه ارتفاع ندارد

چنان حقارتم از چشم اعتبار فگنده ست

که دهر بر من و حال من اطلاع ندارد

به رطل خون جگر می خورم ز بخت به شکرم

که سر ز جام تنک مشربم صداع ندارد

ز تیرگی شب انتظار شمع امیدم

برابر پر پروانه‌ای شعاع ندارد

عبث به وعده لطفش دلت خوشست «نظیری »

کدام لطف؟ که با بخت تو نزاع ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲پس از نه مه جهان را دامن عیشی به چنگ افتد
  2. شمارهٔ ۲۰۳بی تو بر بال و پر مرغان گلستان تنگ بود
  3. شمارهٔ ۲۰۴گل آمد و لعلم ز دل سنگ برآورد
  4. شمارهٔ ۲۰۵من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتد
  5. شمارهٔ ۲۰۶کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود
  6. شمارهٔ ۲۰۷این کعبه را بنا نه به باطل نهاده‌اند
  7. شمارهٔ ۲۰۸عشقست طلسمی که در و بام ندارد
  8. شمارهٔ ۲۰۹این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.