پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

کس چو من نیست که پیش نظر از دل برود

غایب از دیده نگردد ز مقابل برود

دولتی بود که مردیم به هنگام وداع

آنقدر زنده نماندیم که محمل برود

راه بیگانگی‌ای پیش نداری که کسی

به دلیل ره و طی کردن منزل برود

صبر داریم که این تهمت عشق از سر غیر

همچو خون بِحِل از گردن قاتل برود

قصه ما به عزیزان وطن خواهد گفت

هرکه را تخته ازین ورطه به ساحل برود

نیکویی دوستی آرد به دل دشمن و دوست

همه جا سر زند این ریشه چو در گل برود

مرد عاشق ندهد دل به تماشای جهان

آن دهد کیسه به طرار که غافل برود

سَر چشمان تو گردم که زبس خونخواری

قطره‌ای خون نگذارد که ز بسمل برود

من و آزار؟ «نظیری» به کسی عارم باد؛

به زبان آید از آنم گله کز دل برود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸عشقست طلسمی که در و بام ندارد
  2. شمارهٔ ۲۰۹این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۲۱۰نمی توان به گزند از من انتقام کشید
  4. شمارهٔ ۲۱۱یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد
  5. شمارهٔ ۲۱۲اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد
  6. شمارهٔ ۲۱۳دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
  7. شمارهٔ ۲۱۴دل نمی‌دانم کجا، زین آستانم می‌کشد
  8. شمارهٔ ۲۱۵کسی به ملک حدوث از قدم نمی‌افتد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.