پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

این که دل نامند چون حرزم حمایل کرده‌اند

هیکلی از اضطراب جسم بسمل کرده‌اند

از کدامین دودمان تا این دلیل افروختند

چرخ را پروانه فانوس محمل کرده‌اند

این گل از هر شاخ خودرویی نمی‌آید به بار

تخم یک جا کشته صد جا آب در گل کرده‌اند

در خیال قید زلف و خال هرکس ماند ماند

فکر دیگر کن که حل عقده مشکل کرده‌اند

از قدم تا فرق ناز و نوش و بر ابرو گره

خوان دعوت چیده‌اند و منع سائل کرده‌اند

از پی دنیا مشو پویان درین موج سراب

هر نفس نقشی پدید آورده باطل کرده‌اند

خلق را در هر نفس موت و حیاتی مضمر است

در زلال زندگی زهر هلاهل کرده‌اند

روی از میدان سربازان بگردان کاهل ذوق

پای‌کوبان سر نثار راه قاتل کرده‌اند

ما به چین زلف کشتی بر کنار آورده‌ایم

عشق دریایی است کِش دیدار ساحل کرده‌اند

گرد خود گردم که بینم در هوای کیستم

ذره‌ام اما به خورشیدم مقابل کرده‌اند

عشق را هنگامه امروز از «نظیری» روشن است

هر طرف از گفتگویش گرم محفل کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد
  2. شمارهٔ ۲۱۲اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد
  3. شمارهٔ ۲۱۳دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
  4. شمارهٔ ۲۱۴دل نمی‌دانم کجا، زین آستانم می‌کشد
  5. شمارهٔ ۲۱۵کسی به ملک حدوث از قدم نمی‌افتد
  6. شمارهٔ ۲۱۶کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۲۱۷باده خاص محبت کی به نامحرم رسد
  8. شمارهٔ ۲۱۸شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.