پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد

شور حسنت نمکی بر جگر آدم زد

شب ز دیدار تو گردید به مهر آبستن

جامه بر سنگ ز سور رخ تو ماتم زد

شهد لب های تو دکان طبیبان در بست

دست در دامن تیغ نگهت مریم زد

کعبه آمد حجرالاسود خالت بوسید

غوطه در موجه چاه ذقنت زمزم زد

تا قضا خال بهشتی جمال تو بدید

شست آن خال که بر ناصیه آدم زد

به سخندانی تو طفل ندیدست کسی

گره اعجاز لبت بر نفس مریم زد

عشق دوشاب دل آن روز که سودا می پخت

مایه مهر برین شیره جان ها کم زد

دوش می خواست قدم بر من افتاده نهد

کند خاک من و بر دیده نامحرم زد

دولت از فیض دم صبح «نظیری » دریافت

در به غواص ندادند که بی جا دم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد
  2. شمارهٔ ۲۲۱سازم آن می نمک‌آلود که بی‌غم باشد
  3. شمارهٔ ۲۲۲رشحه ای از حسن جانان ریختند
  4. شمارهٔ ۲۲۳نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۲۴درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
  6. شمارهٔ ۲۲۵خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود
  7. شمارهٔ ۲۲۶ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
  8. شمارهٔ ۲۲۷منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.