پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

سازم آن می نمک‌آلود که بی‌غم باشد

افگنم مشک در آن حقه که مرهم باشد

هست راحت الم کلبه احزان بر من

غم از آن خانه کنم وام که ماتم باشد

هر شبم عشق به افسون نوی بندد خواب

کآگهی بیش شود بند چو محکم باشد

شرح سودای دلم را سر و سامان مطلب

کار آنست که چون زلف تو درهم باشد

دعوی ذره دروغ است که عاشق باید

کم بقاتر بر خورشید ز شبنم باشد

هرکسی از تو نشانی به گمان می گوید

کس ندیدیم که در بزم تو محرم باشد

هرگز از نخل بری کس ثمر انس نچید

تخم این مهر گیا در دل آدم باشد

غیراخلاص و محبت نبود شیوه ما

جور و بیداد بر آن غمزه مسلم باشد

نکند بنده مجبور گناهی اما

ادب آنست که در پیش تو ملزم باشد

گر ملایک ز سر سدره به حاجت آیند

زلف از کف ندهد گر همه حاتم باشد

از تنگ حوصلگی های «نظیری » در وصل

عشق حرمان ابد گر دهدش کم باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۲۴درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
  3. شمارهٔ ۲۲۵خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود
  4. شمارهٔ ۲۲۶ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
  5. شمارهٔ ۲۲۷منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
  6. شمارهٔ ۲۲۸دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
  7. شمارهٔ ۲۲۹بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
  8. شمارهٔ ۲۳۰دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.