پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

درد و غمت که همچو هما استخوان خورند

بر من مبارکند گرم مغز جان خورند

بر نامه ام مخند که آشفته خاطران

مو کز قلم کشند نی اندر بنان خورند

مست آئییم به صلح اگر نکهتی بری

زان می که در محبت هم دوستان خورند

نیشکر آن چنان نخورد کس ز دست دوست

کازادگان ز دست مبارز سنان خورند

جانی و صد کرشمه مژگان چه می کنم

این تیرها تمام اگر بر نشان خورند

چشم هزار تشنه جگر در کمین تست

ترسم که خام میوه این بوستان خورند

آزادگان به جای رسیدند و ما همان

زان رهروان که گرد پی کاروان خورند

هرجا گلی است بهر «نظیری » طربگهی است

کی بلبلان مست غم آشیان خورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
  2. شمارهٔ ۲۲۷منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
  3. شمارهٔ ۲۲۸دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
  4. شمارهٔ ۲۲۹بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
  5. شمارهٔ ۲۳۰دیده ام نیم نگاهی که به دیدن نرسد
  6. شمارهٔ ۲۳۱خوشا کز بس هجوم گریه ام در دامن آویزد
  7. شمارهٔ ۲۳۲نه هر مغزی که بوید نکهت از مصر و یمن گیرد
  8. شمارهٔ ۲۳۳به خاطرم گله‌ای گشت و دوست دشمن شد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.