پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد

فتنه برپا شد و نیشی به رگ عالم زد

هرچه در پرده نهان بود هویدا کردند

چه شبی بود که این صبح سعادت دم زد؟

بی محبت ننمودند اجابت هرچند

بانگ تسلیم ملک بر فلک اعظم زد

به طلب جمله ذرات جهان برجستند

مایه عشق چو بر خاک بنی آدم زد

خواست آیینه تحقیق به ما بسپارد

قفل کوری به دل و دیده نامحرم زد

غرض آن داشت که از عشوه اش آگه باشم

بر درون زخم ز اندیشه نمک از غم زد

عقل چون دید که عشق آمد و خوانخوار آمد

لب فرو بست و دم از سلطنت خود کم زد

روح آزاد کزین معرکه جان بیرون برد

دست در حلقه فتراک خم اندر خم زد

سر ازین قصه نیاورد «نظیری » بیرون

گرچه عمری به سخن گشت و ورق بر هم زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲رشحه ای از حسن جانان ریختند
  2. شمارهٔ ۲۲۳نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۲۴درد و غمت که همچو هما استخوان خورند
  4. شمارهٔ ۲۲۵خونم ار بر خاک ریزی نقض پیمان کی شود
  5. شمارهٔ ۲۲۶ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شد
  6. شمارهٔ ۲۲۷منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
  7. شمارهٔ ۲۲۸دلم را نور رحمت از وداع جان فرو گیرد
  8. شمارهٔ ۲۲۹بکش، بسوز، که نام امان نخواهم برد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.