پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

دل نمی‌دانم کجا، زین آستانم می‌کشد

مرگ می‌بینم که با هجرام عنانم می‌کشد

هر سر مو بر تنم دارد خروشی از وداع

هجر پیوند تو از رگ‌های جانم می‌کشد

داشتم در سینه پیکان خدنگ کاریی

دست غیرت این زمان از استخوانم می‌کشد

می‌کند آسودگی سیری به گرد خاطرم

گریه هم پایی ز چشم خون‌فشانم می‌کشد

قصه وارستگی امروز پیش دل گذشت

طرفه حرف ناامیدی از زبانم می‌کشد

بر سر بازار جانبازان کمان آویختم

دست غیرت بشکنم هرکس کمانم می‌کشد

می‌کشم سر از کمند او «نظیری» بعد ازین

گر به صد زنجیر آن نامهربانم می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی‌گیرد
  2. شمارهٔ ۲۱۷باده خاص محبت کی به نامحرم رسد
  3. شمارهٔ ۲۱۸شادی عشق تو هنگامه غم برهم زد
  4. شمارهٔ ۲۱۹دل باهوش دم برون ندهد
  5. شمارهٔ ۲۲۰حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد
  6. شمارهٔ ۲۲۱سازم آن می نمک‌آلود که بی‌غم باشد
  7. شمارهٔ ۲۲۲رشحه ای از حسن جانان ریختند
  8. شمارهٔ ۲۲۳نه ز جهدم به کف بخت عنان می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.