پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد

بی باکی از مذاق خم می بدر نشد

این رسم های تازه ز حرمان عهد ماست

عنقا به روزگار کسی نامه بر نشد

باز این چه آفتست درخت امید را

امسال هم شکوفه فشاند و ثمر نشد

بیهوده بر گذرگه آفت نشسته ام

شد کاروان و مرد رهی جلوه گر نشد

رسوا منم و گرنه تو صد بار در دلم

رفتی و آمدی که کسی را خبر نشد

دستار مار گنج گره در گلو شود

خم را که خشت میکده یی تاج سر نشد

شب زنده دار باش که تا پیر بت تراش

بیدار بود، بتکده زیر و زبر نشد

در صدر چون حضور نبود آستان گزید

هرگز گدای کوی مغان معتبر نشد

بس نغمه ها به گوش «نظیری » هوس کشید

در از درون ببست و به بیرون در نشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰این جا نه به هر سنگ سیه نور فروشند
  2. شمارهٔ ۱۹۱با آنکه ز مهرش به دلم حور نگنجد
  3. شمارهٔ ۱۹۲روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشد
  4. شمارهٔ ۱۹۳پایمالم فتنه‌ای را هر که در شور آورد
  5. شمارهٔ ۱۹۴به گوشم از پریدن‌های چشم آواز می‌آید
  6. شمارهٔ ۱۹۵آمد دگر به صلح و در فتنه باز کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۶آخر به من آن مغ بچه هم کیش برآمد
  8. شمارهٔ ۱۹۷یغمای تو دستی به کم و بیش برآورد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.