فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا
- شمارهٔ ۲ مانند سراب بند بر پا
- شمارهٔ ۳ در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را
- شمارهٔ ۴ زبان پیام هوس داشت شستم انشا را
- شمارهٔ ۵ تو اگر ز کعبه راندی، و گر از بهشت ما را
- شمارهٔ ۶ برای خشت خم خوبیم گو آن پیر ترسا را
- شمارهٔ ۷ ای کرده خراب خانهها را
- شمارهٔ ۸ ز شهر دوست میآیم پیام عشق بر لبها
- شمارهٔ ۹ طعم هلاهل میدهد زهر فراقت آب را
- شمارهٔ ۱۰ دارد ز غمزه حجت قاطع حبیب ما
- شمارهٔ ۱۱ شرم میآید ز قاصد طفل محبوب مرا
- شمارهٔ ۱۲ بگذر از عشق که نه خطوه نه گامست اینجا
- شمارهٔ ۱۳ به زیر هر بن مو چشم روشنیست مرا
- شمارهٔ ۱۴ صفا از عقده دلهاست آن زلف معقد را
- شمارهٔ ۱۵ نه عدم بود و نی وجود اینجا
- شمارهٔ ۱۶ طاعت ما نیست غیر از ورزش پندار ما
- شمارهٔ ۱۷ بر فلک تابد مسیحا رشته زنار ما
- شمارهٔ ۱۸ نشسته در ظلمم با قمر چه کار مرا
- شمارهٔ ۱۹ نگاه گم شده در راه کوی یار مرا
- شمارهٔ ۲۰ چه منت از مدد روزگار بر سر ما
- شمارهٔ ۲۱ دیدمش در دل نهفتم آه بیتأثیر را
- شمارهٔ ۲۲ چند از مؤذن بشنوم توحید شرکآمیز را
- شمارهٔ ۲۳ ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
- شمارهٔ ۲۴ با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را
- شمارهٔ ۲۵ کردم ز شکوه منع دل زار خویش را
- شمارهٔ ۲۶ غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را
- شمارهٔ ۲۷ بانگ نی می برد ز هوش مرا
- شمارهٔ ۲۸ فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
- شمارهٔ ۲۹ ای از کرم نریخته خون سبیل را
- شمارهٔ ۳۰ در خور اگر نییم می لعل فام را
- شمارهٔ ۳۱ مستی ربوده از کف هستی زمام ما
- شمارهٔ ۳۲ تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را
- شمارهٔ ۳۳ ساقی بشو دورنگی امید و بیم را
- شمارهٔ ۳۴ بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را
- شمارهٔ ۳۵ پروانه ایم و شعله بود آشیان ما
- شمارهٔ ۳۶ ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا
- شمارهٔ ۳۷ ز عاشق میشود معشوق را نام و نشان پیدا
- شمارهٔ ۳۸ گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را
- شمارهٔ ۳۹ جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
- شمارهٔ ۴۰ دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را
- شمارهٔ ۴۱ به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا
- شمارهٔ ۴۲ امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
- شمارهٔ ۴۳ هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
- شمارهٔ ۴۴ از چاه غبغبش به درآورده ماه را
- شمارهٔ ۴۵ از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
- شمارهٔ ۴۶ تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
- شمارهٔ ۴۷ نظر بر روی او دزدیده بگشا
- شمارهٔ ۴۸ از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
- شمارهٔ ۴۹ نیست زین مزرع آب و دانه ما
- شمارهٔ ۵۰ ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
- شمارهٔ ۵۱ هر روز جویم آب رخ روز رفته را
- شمارهٔ ۵۲ به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما
- شمارهٔ ۵۳ دل شکسته بود تحفه خزینه ما
- شمارهٔ ۵۴ آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما
- شمارهٔ ۵۵ گر به سخن درآورم عشقِ سخنسرای را
- شمارهٔ ۵۶ زیستم بس که به تدبیر خود از خامیها
- شمارهٔ ۵۷ به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را
- شمارهٔ ۵۸ کجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را
- شمارهٔ ۵۹ ادب گرفته عنان خمار و مستی ما
- شمارهٔ ۶۰ خانه در کوی مغان کردم خراب
متن اشعار به نقل از گنجور.