پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

مستی ربوده از کف هستی زمام ما

مطرب نمی دهد خبری از مقام ما

تا گشته ایم غافل ازو دور مانده ایم

پدرام می شویم که وحشی است رام ما

دانی که نور مردمک چشم عالمیم

بینی اگر به دیده معنی خرام ما

خود را برهنه بر صف شمشیر می زنیم

کاندر فنای ماست بقا و دوام ما

بر کف کلید جنت و بر لب سلام حور

رضوان ستاده در طلب بار عام ما

خرمن به باد رفت درین دشت پرفریب

مرغی نسود گوشه بالی به دام ما

پستان دایه در کف مشتاق شاهدست

بی گریه قطره ای نچکاند به کام ما

تا اقتدا به «حافظ » شیراز کرده ایم

گر دیده مقتدای دو عالم کلام ما

باران گریه طبع «نظیری » بهار ساخت

کو باد؟ تا برد به گلستان پیام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ساقی بشو دورنگی امید و بیم را
  2. شمارهٔ ۳۴بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را
  3. شمارهٔ ۳۵پروانه ایم و شعله بود آشیان ما
  4. شمارهٔ ۳۶ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا
  5. شمارهٔ ۳۷ز عاشق می‌شود معشوق را نام و نشان پیدا
  6. شمارهٔ ۳۸گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را
  7. شمارهٔ ۳۹جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
  8. شمارهٔ ۴۰دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.