پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

پروانه ایم و شعله بود آشیان ما

آب از شرار اشک خورد گلستان ما

موریم و در گذار شکر اوفتاده ایم

در راه پایمال شود کاروان ما

تا با نصیب ساخته اند از حلاوتی

همچون رطب شکافته اند استخوان ما

زه در گلوی ما کند از کینه روزگار

بیند اگر درست تن چون کمان ما

خورشید عمر بر سر دیوار و خفته ایم

فریاد از درازی خواب گران ما

صد موج را ز رفتن خود مضطرب کند

موجی که بر کنار رود از میان ما

بس در دماغ همنفسان مغز سوختیم

در دیده خواب تلخ کند داستان ما

در پیری از هزار جوان زنده دل تریم

صد نوبهار رشک برد بر خزان ما

ذوقی که جا به وادی مجنون گرفته بود

امروز معتکف شده بر آستان ما

در حیرتم که غنچه به بلبل چگونه گفت

رازی که باد هم نشیند از زبان ما

بنیاد ما خرابی ما استوار کرد

گویی که سود ماست «نظیری » زیان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ز عاشق می‌شود معشوق را نام و نشان پیدا
  2. شمارهٔ ۳۸گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را
  3. شمارهٔ ۳۹جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
  4. شمارهٔ ۴۰دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را
  5. شمارهٔ ۴۱به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا
  6. شمارهٔ ۴۲امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
  7. شمارهٔ ۴۳هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
  8. شمارهٔ ۴۴از چاه غبغبش به درآورده ماه را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.