پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را

کدام صیقل ابرو زدوده زنگ تو را

تو کعبه در دل ما کافران چه می جویی

گر آزری نتراشیده است سنگ تو را

کسی شکاری عشق تو را چه می داند

نشانه دیگر و زخمی دگر خدنگ تو را

ز خار خار محبت دل تو را چه خبر

که گل به جیب نگنجد قبای تنگ تو را

به هرکسی نظر از شیوه دگر داری

کسی درست نفهمیده ریو و رنگ تو را

به نغمه دگرم زنده ساز ای مطرب

چه معجزست که در پرده نیست چنگ تو را

تو حرف تلخ فروشی و من شکرنوشم

که چاشنی هزار آشتی است جنگ تو را

تو از نسیم «نظیری » به شور می آیی

چو گل نهان نتوان کرد بوی و رنگ تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
  2. شمارهٔ ۴۳هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
  3. شمارهٔ ۴۴از چاه غبغبش به درآورده ماه را
  4. شمارهٔ ۴۵از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
  5. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
  6. شمارهٔ ۴۷نظر بر روی او دزدیده بگشا
  7. شمارهٔ ۴۸از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
  8. شمارهٔ ۴۹نیست زین مزرع آب و دانه ما
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.