پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را

شورش زنجیر در شور آورد دیوانه را

حسن بنیاد محبت بر پریشانی نهاد

تا نشورد خاک را دهقان نریزد دانه را

حور و جنت جلوه بر زاهد دهد در راه دوست

اندک اندک عشق در کار آورد بیگانه را

عشق کامل نیست تا در بند مال و مسکنی

آن زمان آتش علم گردد که سوزد خانه را

هرچه خود را زد به آتش عین آتش گشت و رفت

در حقیقت شعله بال و پر شود پروانه را

جای یک ناخن درستی در سراپایم نماند

هر زمان دیوانه ویران تر کند ویرانه را

گر رود عشق از مزاج پیر لذت کی رود

بوی می باقی بود چون بشکنی پیمانه را

عقده دل در شکنج طره نگشاید به عقل

یک گره زان زلف درهم بشکند صد شانه را

سرگذشت عهد گل را از «نظیری » بشنوید

عندلیب آشفته تر می گوید این افسانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
  2. شمارهٔ ۵۱هر روز جویم آب رخ روز رفته را
  3. شمارهٔ ۵۲به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما
  4. شمارهٔ ۵۳دل شکسته بود تحفه خزینه ما
  5. شمارهٔ ۵۴آن که بر ما رقم کین زده از کینه ما
  6. شمارهٔ ۵۵گر به سخن درآورم عشقِ سخن‌سرای را
  7. شمارهٔ ۵۶زیستم بس که به تدبیر خود از خامی‌ها
  8. شمارهٔ ۵۷به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.