پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما

گویا حجاب سوخته از برق آه ما

از بس که می شدیم به حسرت جدا ازو

خون می چکید روز وداع از نگاه ما

شغل محبت است که مانع ز طاعت است

روز جزا بس است همین عذرخواه ما

دوزخ اگر به چاشنی آتش دل است

اهل بهشت رشک برند از گناه ما

دل بی غمت مباد کزین فیض گشته است

رحمت طفیلی نفس صبحگاه ما

صدسیل وصل آمده و صد کشت تازه شد

هرگز نبود نشو و نما در گیاه ما

ما نخل ماتمیم «نظیری » ز ما حذر

غمگین شود کسی که بود در پناه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴از چاه غبغبش به درآورده ماه را
  2. شمارهٔ ۴۵از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
  3. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
  4. شمارهٔ ۴۷نظر بر روی او دزدیده بگشا
  5. شمارهٔ ۴۸از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
  6. شمارهٔ ۴۹نیست زین مزرع آب و دانه ما
  7. شمارهٔ ۵۰ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
  8. شمارهٔ ۵۱هر روز جویم آب رخ روز رفته را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.