پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا

دهان چشمه گشادند راه جو بگشا

دل از مطالعه صبح در حجاب مدار

ز زیر هر بن مو دیده یی برو بگشا

شکاف خرقه به دقت چه می کنی پیوند؟

لباس فقر و فنا پاره به رفو بگشا

یکی به کوزه پرهیز خویش سنگی زن

چو شیشه رشته زنارش از گلو بگشا

چو موی جاه جهان نقص دیده بیناست

اگر نرسته تو را در دو دیده مو بگشا

چو شیر گاه قناعت دهان آز ببند

چو باز وقت هنر بال جستجو بگشا

در ازدحام غم و غصه وقت گم کردی

تو را که گفت؟ سر کیسه در غلو بگشا

حجاب مانع قرب است شرم حایل لطف

به نزد او ره اظهار آرزو بگشا

چو رنگ چند شوی ملتفت به روی سخن

به مغز راه کن و پرده همچو بو بگشا

به نزد بی بصران پرده بر معانی کش

وگر به دیده وری برخوری برو بگشا

به بزم اهل خرد عقده بر سخن مگذار

چو غیر نیست «نظیری » کسی بگو بگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
  2. شمارهٔ ۴۴از چاه غبغبش به درآورده ماه را
  3. شمارهٔ ۴۵از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
  4. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
  5. شمارهٔ ۴۷نظر بر روی او دزدیده بگشا
  6. شمارهٔ ۴۸از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
  7. شمارهٔ ۴۹نیست زین مزرع آب و دانه ما
  8. شمارهٔ ۵۰ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.