پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را

ریزم چو خامه از مژه خون سیاه را

شاید که شرم ذلت ما را گران خرند

آن جا که خرمنی است بها برگ کاه را

مطرب ره سماع به آهنگ می زند

صوفی خانقاه غلط کرده راه را

آن عارفان که در رمضان باده می خورند

بینند در زلال قدح عکس ماه را

معراج ما نهایت افتادگی بود

در عشق قرب سدره بود قعر چاه را

آن جا که بی تفاوتی وسع رحمت است

بدخواه انفعال دهد نیک خواه را

عشق آمد و به خرقه پشمین فروختیم

تشریف شاه اکبر و عباس شاه را

کردیم خاک مسکنت و نیستی به سر

تعظیم صدر و منزلت بارگاه را

سرگشته اند خلق «نظیری » بیا که ما

روشن کنیم زمزمه خانقاه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
  2. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
  3. شمارهٔ ۴۷نظر بر روی او دزدیده بگشا
  4. شمارهٔ ۴۸از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
  5. شمارهٔ ۴۹نیست زین مزرع آب و دانه ما
  6. شمارهٔ ۵۰ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
  7. شمارهٔ ۵۱هر روز جویم آب رخ روز رفته را
  8. شمارهٔ ۵۲به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.