پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

از چاه غبغبش به درآورده ماه را

بر ماه، عقرب سیهش بسته راه را

عابد که بیندش به درآید ز خانقاه

سلطان که یابدش بگذارد سپاه را

گر روز حشر پرده ز رویش برافکنند

ایزد به روی بنده نیارد گناه را

آن کج کله چو بر صف عشاق بگذرد

شاهان ز سر نهند هوای کلاه را

از هیبت تجلی دیدار سوختیم

برق آورد بشارت باران گیاه را

عاجز شدست دیده ز ادراک حسن او

در حوصله جمال نگنجد نگاه را

باری چو در بغل همه خرمن نمی رود

بیچاره در کنار کشد برگ کاه را

امید هست کز سر آن بام بگذارد

پا در میان کوی گشودیم آه را

خاکش به فرق کن که به جانان نمی رسد

عاشق گر التفات کند مال و جاه را

گر این عطش به خلد «نظیری » ز جان رود

جویم ز سلسبیل به آتش پناه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
  2. شمارهٔ ۴۷نظر بر روی او دزدیده بگشا
  3. شمارهٔ ۴۸از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را
  4. شمارهٔ ۴۹نیست زین مزرع آب و دانه ما
  5. شمارهٔ ۵۰ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
  6. شمارهٔ ۵۱هر روز جویم آب رخ روز رفته را
  7. شمارهٔ ۵۲به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشه ما
  8. شمارهٔ ۵۳دل شکسته بود تحفه خزینه ما
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.