پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ز عاشق می‌شود معشوق را نام و نشان پیدا

ثمر نیکو نیاید تا نگردد باغبان پیدا

خودی‌ها محو گردد گر تو از رخ پرده برداری

گمان پوشیده گردد هر کجا گردد عیان پیدا

من آن روزی که بر رخ فتنه می‌شد زلف می‌گفتم

که روز خوش نخواهد گشت هرگز در جهان پیدا

در آن صحرای بی‌پرسش که رهزن راهبر باشد

دل مجروح گردد کاروان در کاروان پیدا

تبی گر عارض جسمم شود آن را دوا سازم

چه سازم سوز عشقی را که شد در استخوان پیدا

تمنایش چو گردد گرد خاطر مضطرب گردم

چو محتاجی که گردد در سرایش میهمان پیدا

بغل از نامه احباب پر کرد و نمی‌خواند

که می‌ترسد شود مکتوب من هم در میان پیدا

نمی‌دانم ز من در جان سپاری‌ها چه نقصان شد

که اکثر می‌شود از بدگمانی امتحان پیدا

«نظیری» سوی او کم رو که امروزست یا فردا

که از خاکسترت هم نیست در کویش نشان پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹جز نام صنم نقش مکن لوح جبین را
  2. شمارهٔ ۴۰دلا گداز که آیینه کرده سنگ تو را
  3. شمارهٔ ۴۱به صاف صبح نگه کن سر سبو بگشا
  4. شمارهٔ ۴۲امشب خوش آشناست به رویش نگاه ما
  5. شمارهٔ ۴۳هرگه رقم کنم به تو عذر گناه را
  6. شمارهٔ ۴۴از چاه غبغبش به درآورده ماه را
  7. شمارهٔ ۴۵از کف نمی دهد دل آسان ربوده را
  8. شمارهٔ ۴۶تا به کی بر خرقه بندم جسم غم فرسوده را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.