پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را

غم بیرون گرفت از ما هوای منزل ما را

گل افشان بود با تو هر بن خار و سر سنگی

تو چون رفتی از اینجا آفتی زد حاصل ما را

عفاک الله به قید عشقم از هستی برآوردی

به یک مشکل نمودی حل هزاران مشکل ما را

اگر مقبول اگر مردود حرف ما اثر دارد

توان تعویذ بازو کرد سحر باطل ما را

سرشت ما خواص مهر و طبع دوستی دارد

برهمن بت نمی سازد مگر مشت کل ما را

همه افسانه گیسو و رخسار تو می گویم

شب ما نور می بخشد چراغ محفل ما را

بشارت در گذر دادیم و شاهد در نظر داریم

به دیدار تو چشم افتاد بخت مقبل ما را

درین صحرا «نظیری » نیست لاغرتر ز ما صیدی

که بر فتراک می بندد شکار بسمل ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰در خور اگر نییم می لعل فام را
  2. شمارهٔ ۳۱مستی ربوده از کف هستی زمام ما
  3. شمارهٔ ۳۲تمکین خرد برد ز سر شور و شرم را
  4. شمارهٔ ۳۳ساقی بشو دورنگی امید و بیم را
  5. شمارهٔ ۳۴بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را
  6. شمارهٔ ۳۵پروانه ایم و شعله بود آشیان ما
  7. شمارهٔ ۳۶ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا
  8. شمارهٔ ۳۷ز عاشق می‌شود معشوق را نام و نشان پیدا
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.