پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

نگاه گم شده در راه کوی یار مرا

گسسته عقد گهر گریه در کنار مرا

خود از محبت جانان به خود حسد دارم

ز رشگ غیر کنون برگذشته کار مرا

ز هر یقین که شود صاف سینه صاف ترم

غبار دل نشوم گر کنی غبار مرا

به بی بری مزنم طعنه کز هزار چمن

قضا گذاشته این جا بیادگار مرا

ز روزگار چه منت که بر سر من نیست

به روزگار تو افکنده، روزگار مرا

خدا ز آفت پژمردگی نگهدارد

شکفته است دل و طبع زین بهار مرا

مزاج دوست خموشی خرد ولی چه کنم

گل محبتم این ناله هست خار مرا

تعلق تو «نظیری » بپستیم دارد

توجهی که کند دوست واگذار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را
  2. شمارهٔ ۲۲چند از مؤذن بشنوم توحید شرک‌آمیز را
  3. شمارهٔ ۲۳ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
  4. شمارهٔ ۲۴با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را
  5. شمارهٔ ۲۵کردم ز شکوه منع دل زار خویش را
  6. شمارهٔ ۲۶غبار از دل به مژگان روبم و بینم نشانش را
  7. شمارهٔ ۲۷بانگ نی می برد ز هوش مرا
  8. شمارهٔ ۲۸فراق دوستان بسیار پیش آمد دل ما را
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.